بيوفيليا چیست؟

بيوفيليا یا حس طبیعت دوستی

فطرت زیبایی پسندی یکی از خصوصیات انسان و تفاوت های انسان با سایر حیوانات بوده و یکی از جنبه های این فطرت ذاتی ؛طبیعت دوستی و لذت بردن از طبیعت می باشد. در دنیای امروزی و زندگی شهرنشینی ماشینی متاسفانه آلودگی های زیست محیطی و به خصوص آلودگی شهرها انسان شهرنشین را از این ارتباط حیاتی و حق مسلم زندگی محروم ساخته است.به همین دلیل روانشناسان استفاده از تصاویر برگرفته از طبیعت و آسمان را برای جبران این محرومیت در محیط کار و زندگی تجویز می نمایند و هرچه این تصاویر بزرگتر و به واقعیت نزدیکتر باشند تاثیر بیشتری روی سلامت و بهداشت روانی افراد خواهند گذاشت .

تاريخچه و مفهوم بيوفيليا اصطلاح بيوفيليا اولين بار توسط اريک فرم Erich Fromm در سال 1964 ميلادی برای توصيف گرايش روانی مجذوب شدن نسبت به تمام چيزهای زنده و زندگی بخش استفاده شده است. دکتر ادوارد . ا . ويلسن Edward . O. Wilson از اساتيد زيست شناسی دانشگاه هاروارد در کتاب خود با عنوان بیوفیلیا Biophilia که در سال 1984 ميلادی به چاپ رسيد از اين اصطلاح استفاده کرد و به بيان فرضيه بيوفيليا پرداخت.

طراحی بيوفيليک در يک نگاه ، تشخيص نياز فطری انسان برای برقراری ارتباط با طبيعت به همراه پايداری و استراتژی های جهانی طراحی برای خلق محيط هايی است ، که واقعآً بتوانند کيفيت زندگی را افزايش دهند. پروفسور کلرت طراحی بيوفيليک را مدل جديدی از معماری سبز می داند که وعده داده است انسان ها را دوباره با طبيعت پيوند دهد. کنت مسدن و نيکوس سالينگاروس طراحی بيوفيليک را : دانش اعصاب، محيط طبيعی و طراحی ساختمان دانسته اند و آن را به عنوان يک علم ميان رشته ای معرفی کرده اند. به طور کلی طراحی بيوفيليک کوششی دقيق برای فهم و درک نياز ذاتی بشر برای همبستگی و پيوند با دنيای طبيعی و تأثير آن در طراحی و ساخت محيط های مناسب برای زندگی می باشد. اين موضوع نسبتاً به سادگی و راحتی قابل درک است، اما با اين وجود دستيابی به آن فوق العاده مشکل است، چرا که محدوديت هايی هم برای درک کامل زيست شناسی بشر و جنبه های مختلف نهاد و سيرت او برای پيوند با جهان طبيعی وجود دارد و هم اينکه محدوديت های ديگری به خاطر ناتوانی ما برای انتقال اين مفاهيم در طراحی ساختمان ها و محيط، کار را برای ما دشوار می سازد. طراحی بيوفيليک در هر مقياسی، از ساختمان ها گرفته تا شهر ها ، با يک سؤال ساده آغاز می شود:چگونه محيط ساخته دست بشر بر محيط طبيعی تأثير می گذارد و چگونه طبيعت می تواند بر تجربيات و اشتياق و عملکرد انسان ها تأثير بگذارد؟ و بيشتر اينکه: ما چگونه می توانيم به پايداری و منفعت دو طرفه و متقابل بين اين دو [ محيط طبيعی و محيط ساخته دست بشر] دست پيدا کنيم؟ طراحی بيوفيليک در واقع طراحی و ساخت با توجه به طبيعت در ذهن می باشد. البته طراحی بيوفيليک به اين معنی نيست که ساختمان هايمان را با چمن و پوشش گياهی سبز کنيم و به سادگی، جذابيت و زيبايی آنها را با استفاده از درختان و بوته ها بالا ببريم. بلکه موضوع بحث ما خيلی بالاتر از اين است و در مورد مکان بشريت در طبيعت و همچنين مکان و جايگاه جهان طبيعی در اجتماع انسان هاست ، فضايی که تقابل، احترام و ارزشمند کردن ارتباطات می تواند در تمام سطوح بوجود بيايد و به شکل هنجار پديدار شود تا يک استثناء.

اهداف طراحی بيوفيليک مشاهدات بسيار زيادی وجود دارد که نشان می دهد، محيط هايی که الهام گرفته از طبيعت هستند به ما کمک می کنند که کمتر دچار استرس شويم و بتوانيم آن را کنترل کنيم و همچنين می توانيم ، بهره وری ، خلاقيت ، رضايت شغلی ، محيطی مناسب برای پيشرفت ذهنی و جسمی کودکان ،... و در نهايت می تواند بخشی از آسودگی خاطر را که آرزوی ماست به ما بچشاند. در زير برخی از مهمترين مواردی را که طراحی بيوفيليک بر آنها تأثير مثبت دارد ذکر شده اند: ـ سلامت جسمی و روحی ـ خلاقيت ، توجه و يادگيری در کودکان ـ رضايت از محيط اطراف ـ بهره وری و خلاقيت در کار ، رضايت شغلی ، جلوگيری از غيبت های بی مورد از سرکار. ـ مناسبات همسايگی و تعامل و رفت و آمد در شهرها. ـ ايجاد آرامش و آسودگی خيال و کاهش استرس ـ قدردانی و درک ارزش و اهميت طبيعت کاربرد طراحی بيوفيليک در ساختمان ها طراحی بيوفيليک به يک نوع ساختمان منسوب نمی شود و می تواند در هر قسمتی از محيط ساخته شده وارد شود. تمام فرم های معماری می تواند با طراحی بيوفيليک بوجود آيند، حتی فرم های کامل و خشن دوره مدرن. پرفسور استفن.آر.کلرت در اين زمينه تذکر می دهند که ؛ هيچ فرمولی برای طراحی بيوفيليک وجود ندارد که من بدانم، اما ادراک من به من می گويد هر نوع معماری می تواند با طراحی بيوفيليک ارتباطی سازگار و مناسب داشته باشد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *